تبلیغات
داستان های کوتاه - منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

اشعار مولوی

هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند
گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند
و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

ای نرگس پر خواب ربودی خواب
وی لاله سیـراب ببردی آبم
ای سنبـل پرتاپ ز تو در تابم
ای گوهر کمیاب تو را کی یابم؟

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

گر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه‌وار نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

گویند که عشق عاقبت تسکین است
اول شور است و عاقبت تمکین است
جانست ز آسیاش سنگ زیرین
این صورت بی‌قرار بالایین است

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

هر ذره که در هوا و در هامونست
نیکو نگرش که همچو ما مجنونست
هر ذره اگر خوش است اگر محزونست
سرگشته خورشید خوش بیچونست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی‌عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
از جان و خرد تهیست مانند دهل
گبر ابدی باشد کو شاد نشد
از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود توئی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

بیرون ز جهان و جان یکی دایه‌ی ماست
دانستن او نه درخور پایه‌ی ماست
در معرفتش همین قدر دانم
ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست
از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

در دایره‌ی وجود موجود علیست
اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست
گر خانه‌ی اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غم عشق ولی پنهانیست
ویران کردم بدست خود خانه‌ی دل
چون دانستم که گنج در ویرانیست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

از آتش عشق در جهان گرمیها
وز شیر جفاش در وفا نرمیها
زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست
بی‌شرم بود مرد چه بی‌شرمیها

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

از حال ندیده تیره ایامان را
از دور ندیده دوزخ آشامان را
دعوی چکنی عشق دلارامان را
با عشق چکار است نکونامان را

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است
در شش جهت و برون شش، معبود اوست
باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد
این جمله بهانه و همه مقصود اوست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
ماننده‌ی حاجیان به کعبه و به عرفات
چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر
آخر حرکات شد کلید برکات

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است
شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی منست

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

آن خواجه که بار او همه قند تر است
از مستی خود ز قند خود بیخبر است
گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی
نی گفت ندانست که آن نیشکر است

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

آن سایه‌ی تو جایگه و خانه‌ی ما است
وان زلف تو بند دل دیوانه‌ی ما است
هر گوشه یکی شمع و دو سه پروانه است
اما نه چو شمع که پروانه‌ی ما است

♥ミ ღ داستان های كوتاه و منتخبی از اشعار کوتاه مولوی ღ ミ♥

آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
روشن گردد جمال ذرات مرا
زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق
یک وقت شود جمله اوقات مرا



برچسب ها : اشعار کوتاه مولوی، اس ام اس عاشقانه تولد Love Birthday SMS، اس ام اس عاشقانه تولد، Love Birthday SMS، اس ام اس عاشقانه، اس ام اس تولدت مبارک، اس ام اس های جالب ضد زن،


تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1393 | نویسنده : علی | نظرات