تبلیغات
داستان های کوتاه - داستان شتر گران

داستـان شتـر گـران


مردی شترش را گم کرده بود. سوگند خورد که اگر شترش را پیدا کند آن را به یک درهم 

بفروشد.پس از مدتی شتر پیدا شد.

صاحب شتر برای این که به سوگندش عمل کرده باشد، گربه ای را به گردن شتر بست و 

آن رابه بازار برد و برای فروش عرضه کرد. شخصی برای خرید پیش آمد و گفت: شتر را به 

چه قیمتیمی فروشی؟ گفت: یک درهم، مشتری که دید قیمت ارزان است، فوری یک 

درهم به مرد دادکه شتر را بخرد، اما صاحب شتر گفت: شتر را با گربه ای که در گردنش 

آویزان است می فروشمو قیمت گربه چهار صد درهم است. مشتری گفت: این شتر چه 

ارزان است اگرچنین قلاده ایدر گردن نداشت.


برچسب ها : داستان شتر گران، شتر، داستان شتر، داستان پس اون بنز لعنتیت کجاست؟؟؟، بنزکجاست، داستانك اون بنز لعنتی کجاست، ترك سیگار،


تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1393 | نویسنده : علی | نظرات