تبلیغات
داستان های کوتاه - داستان كوتاه الماس هاكجایند

داستان كوتاه الماس هاكجاینـد

داستانی عبرت آموز در مورد زندگی یک زارع پیر افریقایی وجود دارد که به موفقیت زیادی

دستیافت، ولی یک روز از شنیدن داستان کسانی که به افریقا می روند به هیجان آمد.

او مزرعه خود را می فروشد و تصمیم می گیرد به افریقا برود ، معدن الماس کشف کند و به

ثروتیافسانه ای دست یابد . او قاره افریقا را در مدت ۱۲ سال زیر پا می گذارد و عاقبت در

نتیجهبی پولی ، تنهایی، خستگی و بیماری و ناامیدی ، خود را به درون اقیانوس پرت

می کند و غرقمی شود.از طرف دیگر ، زارع جدیدی که مزرعه او را خریده بود ، هنگامی که

به قاطر خود ، دررودخانه ای که از وسط مزرعه اش می گذرد ، آب دهد ، تکه سنگی پیدا

می کند که نور درخشانیاز خود ساطع می کند.

معلوم می شود آن سنگ الماسی است که قیمتی بر آن متصور نیست . کسی که الماس را

شناخته است از زارع درخواست می کند که او را به مزرعه اش ببرد و محل را به او نشان دهد

و زارع او را به محلی که قاطرش را آب داده بود می برد . آنها در آنجا قطعه سنگ های بسیاری

ازهمان نوع پیدا می کنند و بعداً متوجه می شوند که سرتا سر مزرعه پوشیده از فرسنگ ها

معدنالماس است.

زارع پیر پیشین بدون آنکه حتی زیر پای خود را نگاه کند برای کشف الماس به جای دیگری رفته

بود .وقتی هدفی را برای خود تعیین می کنید فکر نکنید برای عملی ساختن آن باید سراسر

کشور را زیر پا بگذارید ، شغل خود را عوض کنید ….

ببینید دقیقاً کجا هستید و از همان جا کار خود را آغاز کنید . در بیشتر موارد میدان های

الماسخود را در همان جا خواهید یافت.





برچسب ها : داستان كوتاه الماس هاكجایند، داستان كوتاه، الماس، الماس هاكجایند،


تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1393 | نویسنده : علی | نظرات